محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6612

تاريخ الطبرى ( فارسي )

براى عبور آماده شوند و اندرزهايى را كه شنيده‌اند به ياران خويش بگويند . پس از آن موفق روز سه شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را براى اصلاح آنچه بايسته بود بماند . و چون اين كار به سر رسيد به معتمدان خويش از خواص و سرداران غلامان و وابستگان خويش دستور داد كه به وقت عبور چگونه بايد عمل كنند . شامگاه روز جمعه به ابو العباس و سرداران غلامان و وابستگان خويش بگفت تا به سوى جاهايى كه معين كرده بود روان شوند . ابو العباس را گفت كه با ياران خويش به محل عسكر ريحان رود كه پايين نهر سفيانى بود و جايى كه خبيث ( ؟ ) بدان پناه برده بود . به دو گفت با سپاه خويش در نهر مغيره برود تا با آنها به نيمه نهر ابو - الخصيب رسد و سپاه خويش را از آن سوى به عسكر ريحان برساند . يكى از - سرداران غلامان سياه خويش را فرستاد و دستور داد كه سوى نهر امير رود و در نيمهء راه آن بماند . ديگر سرداران و غلامان خويش را گفت كه در جانب شرقى دجله مقابل اردوگاه فاسق بمانند و آماده باشند كه صبحگاهان به نبرد وى روند . شبانگاه جمعه و شب شنبه موفق بر كشتى بر سرداران و مردانشان مىگذشت و آنها را در جاهايشان كه در مقابل اردوگاه فاسق نهاده بود جا به جا مىكرد كه صبحگاهان به ترتيبى كه معين كرده بود سوى وى هجوم برند . صبحگاه شنبه ، دو روز رفته از صفر سال دويست و هفتادم ، موفق بر كشتى سوى نهر ابو الخصيب رفت و آنجا بماند تا مردم عبور كردند و از كشتيهاى خويش برون شدند و سواران و پيادگان در جاى خويش قرار گرفتند آنگاه و دستور داد كه كشتيها و گذرها را به سمت شرقى بازگردانيدند و به مردم دستور داد كه سوى فاسق هجوم برند و خود پيشاپيش آنها برفت تا به جايى رسيد كه گمان داشت فاسقان براى بازداشتن سپاه ثبات مىكنند . و چنان بود كه خاين و يارانش به روز دوشنبه از آن پس كه سپاه از شهرشان بازگشته بود سوى آن رفته بودند ( 659 و آنجا مانده بودند و اميد داشتند روزهاى دراز